مواجهه با علوم غربی؛ چالشی نو یا مسئله‌ای کهن برای جامعه اسلامی؟

نویسندگانسعید حسن زاده
همایشهمایش بین‌المللی علوم انسانی اسلامی
تاریخ برگزاری همایش۱۴۰۴
نوع ارائهسخنرانی
سطح همایشبین المللی

چکیده مقاله

مقدمه و بیان مسئله

بسیاری از پژوهشگران تصور می‌کنند که چالش میان «علم و دین» و تقابل جامعه اسلامی با علوم غربی، پدیده‌ای مدرن و مربوط به قرن نوزدهم به بعد است. اما این مقاله استدلال می‌کند که این مواجهه، ریشه‌ای تاریخی دارد و به دوران «نهضت ترجمه» (قرن دوم تا چهارم هجری) باز می‌گردد. همان‌طور که امروزه مسلمانان برای رفاه و قدرت به علوم غربی روی می‌آورند، در گذشته نیز حاکمان اسلامی برای اداره حکومت و نیازهای عملی به علوم یونانی و ایرانی نیاز داشتند.

نهضت ترجمه؛ نخستین رویارویی

نهضت ترجمه در دوران عباسیان و با حمایت منصور عباسی اوج گرفت. انگیزه‌های اصلی این جریان شامل «نیازهای عملی» (مانند طب، نجوم، کشاورزی و ریاضیات برای اداره دیوان‌ها)، «رقابت‌های ایدئولوژیک» (پاسخ به شبهات سایر ادیان) و «الگوبرداری از ساسانیان» بود. این انتقال دانش، شامل طیف وسیعی از علوم نظری (فلسفه) و عملی (طب و ریاضیات) می‌شد. ورود فلسفه و علوم یونانی که مبانی متفاوتی با آموزه‌های دینی داشتند، واکنش‌های متفاوتی را در میان نخبگان اسلامی برانگیخت. در این میان، دیدگاه دو متفکر برجسته، امام محمد غزالی و ابن تیمیه، به عنوان نمایندگان جریان انتقادی قابل توجه است.

دیدگاه غزالی: تفکیک میان علوم برهانی و متافیزیک

غزالی در کتاب «تهافت الفلاسفه» و «المنقذ من الضلال»، رویکردی تفکیکی دارد. او علوم فلاسفه را به چند دسته تقسیم می‌کند:

۱. ریاضیات و منطق: غزالی این علوم را برهانی و قطعی می‌داند و معتقد است انکار آن‌ها (مثل پیش‌بینی خسوف و کسوف) به نام دین، خیانت به اسلام است، زیرا باعث بی‌اعتمادی مردم به دین می‌شود. با این حال، او هشداری روان‌شناختی می‌دهد: دقت شگفت‌انگیز ریاضیات ممکن است افراد را فریب دهد تا گمان کنند نظرات فلسفی و الهیاتی فیلسوفان نیز به همان اندازه دقیق است و ناخودآگاه به کفر کشیده شوند.

۲. طبیعیات: او بخش زیادی از طبیعیات را مانند طب می‌پذیرد، اما مواردی که با معجزات یا اصول دین در تضاد باشد (مثل قدم عالم) را رد می‌کند.

۳. الهیات (متافیزیک): غزالی نوک پیکان حمله خود را متوجه این بخش می‌کند. او فلاسفه را در سه مسئله تکفیر می‌کند: قدیم بودن عالم، عدم علم خدا به جزئیات، و انکار معاد جسمانی.

دیدگاه ابن تیمیه: رد منطق و کیمیا، پذیرش ریاضیات و طب

ابن تیمیه نیز مانند غزالی، موضعی انتقادی اما متفاوت دارد. او در آثاری چون «درء تعارض العقل و النقل» و «الرد علی المنطقیین» به نقد علوم یونانی می‌پردازد:

۱. کیمیا: او علم کیمیا را به شدت حرام و مصداق «غش» و فریب می‌داند، زیرا معتقد است بشر نمی‌تواند چیزی دقیقاً شبیه مخلوق خدا بسازد.

۲. منطق و فلسفه اولی: ابن تیمیه منطق ارسطویی را نه تنها بی‌فایده، بلکه مخرب و ناشی از متافیزیک فاسد یونانیان می‌داند. او معتقد است عقل سلیم و انبیای الهی برای استدلال نیازی به منطق یونانی نداشته‌اند. او نظریاتی مانند عقول عشره و فیض را کفرآمیزتر از شرک اعراب جاهلی می‌داند.

۳. ریاضیات، طب و طبیعیات: برخلاف منطق و الهیات، ابن تیمیه نگاه مثبتی به ریاضیات، هندسه و طب دارد. او این علوم را «صحیح و عقلی» می‌داند که اگرچه موجب رستگاری اخروی نمی‌شوند، اما به عنوان ابزارهای دنیوی (مانند استفاده از لباس یا سلاح کفار) مباح و قابل استفاده‌اند. او حتی در طبیعیات، فلاسفه را دقیق‌تر از متکلمان می‌داند.

نتیجه‌گیری

بررسی تاریخی نشان می‌دهد که مسئله اسلامی‌سازی علوم یا مواجهه انتقادی با علوم وارداتی، مسئله‌ای کهن است. هر دو اندیشمند (غزالی و ابن تیمیه) میان علومی که با دین اصطکاک ندارند (ریاضیات و بخش‌هایی از طبیعیات) و علومی که با مبانی دینی در تعارض‌اند (فلسفه اولی و برخی مبانی منطقی)، تمایز قائل شدند. آن‌ها تلاش کردند ضمن بهره‌برداری از جنبه‌های کارآمد علوم، از مرزهای اعتقادی محافظت کنند؛ تجربه‌ای که بازخوانی آن برای مواجهه امروزین جهان اسلام با علوم مدرن ضروری است.