نقد و بررسی جمع میان حکم ظاهری و واقعی در آراء اصولی میرزای نائینی، محقق اصفهانی و آقا ضیاء عراقی و آثار فقهی آن

نام نویسنده (دانشجو):
محل دفاع: دانشگاه شهید مطهری (ره)
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد
سمت استاد در پایان‌نامه: استاد مشاور

چکیده:

مسئله «جمع میان حکم ظاهری و حکم واقعی»، یکی از مباحث مهم علم اصول فقه است. برخی از عالمان متقدم شبهاتی را در رابطه با جعل أمارات و اصول عملیه مطرح کرده‌اند، مبنی بر اینکه اجتماع میان حکم واقعی و تعبّد به أمارات و اصول عملیّه، مستلزم وقوع محذورهای عقلی است که چنین اجتماعی را ناممکن می‌سازد. محذورهایی را که ممکن است از تعبّد به أمارات و اصول عملیّه رخ دهد، می‌توان به پنج دسته کلی تقسیم نمود: [۱] محذور مربوط به ملاک؛ [۲] محذور مربوط به مبادی؛ [۳] محذور مربوط به نفس خطاب؛ [۴] محذور مربوط به لازم خطاب و [۵] محذور نقض غرض.

هر کدام از اصولیان برای دفع محذورهای مذکور و جمع نمودن میان حکم واقعی و تعبّد به أمارات و اصول - هرچند معتبر دانستن أمارات و اصول عملیه، به معنای جعل حکم تکلیفی نباشد - راه حل‌هایی را ارائه نموده‌اند. طرق «تتمیم کشف»، «جعل متمّم و جعل مومّن»، «عدم تنافی در مبدأ و منتهای احکام»، «تبدل قبح اقتضایی» و «انحلال ذات به دو مرتبه» از جمله طرقی هستند که برای حل محذورهای مذکور بیان شده‌اند و دارای نتایج فقهی در احکام مربوط به نکاح، طلاق، دین، طهارت، صوم و سایر موضوعات هستند. غالب آراء و نظریاتی که توسط اصولیان در این زمینه مطرح شده است با ایراداتی مواجه است؛ ایراداتی مانند: عدم جعل «این همانی» در اصول عملیه محرزه، حصول اراده و شوق در مبدأ قانون‌گذار، عدم کاشفیت جعل مومّن از میزان اهمیت ملاک حکم واقعی و وجود حیثیت تقییدیه در موضوع حکم ظاهری.

در این پژوهش، اطلاعات جمع‌آوری شده در زمینه جمع میان حکم ظاهری و حکم واقعی با توصیف و تحلیل، مورد بررسی انتقادی قرار گرفته است؛ بنابراین روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی و تحلیلی است و در نهایت اینکه برای جمع مذکور در تمام محذورها التزام به رفعید شارع از حکم واقعی در ظرف جهل مکلف به آن به جهت حفظ مصلحت اهم پیشنهاد شده است.


کلید واژه ها: حکم حکم واقعی حکم ظاهری نائینی اصفهانی آقا ضیاء